از فرمانبرداري تا فرماندهي
جلسه پنجشنبه لژيون در شعبه آکادمي در تاريخ ۲/۸/۱۳۹۲ با حضور تعداد ۱۸ نفر از اعضاء راس ساعت ۳۰/۱۵ با استادي راهنماي گرامي آقا حبيب الله و با دستور جلسه از فرمانبرداري تا فرماندهي آغاز گرديد با شروع جلسه استاد از اعضاء خواستند تا در خصوص دستور جلسه مشارکت کرده نظرات و تجربيات خود را براي استفاده حاضرين بيان نمايند :
آقامحمد جعفر : همه ماها که به کنگره آمده ايم يقينا براي هدف بزرگي اينجا هستيم کنگره هم داراي قوانين و مقرراتي است که ما ملزم به اطاعت آن ها هستيم راهنمايان ما که به درستي آموزه هاي کنگره را دريافت نمودهاند و از بوته آزمايشات مختلف سربلند بيرون آمده اند کساني هستند که ما با فرمانبرداري از آنان
مي توانيم به نتيجه برسيم و خواسته هاي راهنما دقيقا همان خواسته هاي کنگره است .
آقا عطاء نظرش اينست که هيچ فرمانده اي نمي تواند بدون تجربه فرمانبرداري به قدرت فرماندهي کردن برسد همچنين براي رسيدن به فرماندهي بر خود بايستي از يک گذرگاه سخت عبور نمود و با تلاش و کوشش فراوان مي توان بر نفس خود فرماندهي کرد يکي از مواردي که باعث مي شود تا فرماندهي بر نفس ناقص بماند آن منيت است و اتکاء به دانش هاي خود است به اين خاطر است که کنگره مي گويد هرچه ئانستني داريد پشت در جا بگذاريد و وارد بشويد ( فرمانبرداري کنيد ) تا بتوانيد با آموزش گرفتن آماده فرماندهي شود .
در اين زمان استاد در پاسخ به مطلب ارايه شده توسط يکي از اعضاء که راهنمايان کنگره را مصون از اشتباه نمي داند و معتقد است ممکن است برخي از آنان نتوانند کمکي به درمان مسافرها بکنند مطالب مهمي به شرح زير بيان نمودند :
سخنان مهم استاد جلسه:
چند نکته بسيار مهم اينجا بايد گفته شود راهنما قطعاً معصوم نيست پيامبران بودند که داراي مقام عصمت بودند وآنهم به لحاظ مقام رسالت بايستي مصون از اشتباه باشند تا بتوانند امر حق تعالي را به درستي به انسانها برسانند در اينصورت اگر پيامبري مي خواست اشتباه کند خداوند به او کمک مي کرد راهنما مثل پيامبر نيست او فردي است که با گذراندن آموزش ها و داشتن تجربيات فراوان بنا به تشخيص کنگره براي کمک به رهجويان کنگره انتخاب شده است رهجو بايستي به راهنمايي راهنماي خود دقيقاً توجه کند چون راهنما تجربيات زيادي را دارد شايد تجربيات من راهنما براي کسي مورد استفاده واقع نشود و براي او مفيد نباشد اين دليل ناداني راهنما نيست گاهي اوقات از من پرسيده مي شود چرا براي دو نفر با مشکل يکسان راه کارهاي متفاوت ارايه
مي کنم؟ شايد تصور شود اين از عدم تجربه راهنما است ، نا اينطور نيست بلکه با تجربه زياد و شناخت از انسان ها دريافته ايم چون افراد داراي روحيات و شخصيت هاي مختلف هستند بايستي با توجه به روحيات و شخصيت هرکس روش حل مشکل او را مشخص کرد .
رهجويان عزيز بايستي به راهنماي خود ايمان کامل داشته باشند نبايستي سرخود تصميم بگيريم و اگر فهم خودمان از موضوع چيز ديگري بود آن را عمل نماييم و به حرف راهنما عمل نکنيم در اينصورت به نتيجه نخواهيم رسيد تست کردن حرف ها و دستورات راهنما و بعد از آن پذيرفتن آن اکيداً ممنوع است بايد بدانيم تجربه تنها دانشي است که دروغ نيست چون تجربه شده است به تجربه به اين رسيده ام که با اطاعت و عمل کردن به دستورات راهنما مي توان به نتيجه رسيد
جمله آخر اينکه تا زماني که رهجو بطور کامل خود را در اختيار راهنما قرار ندهد ( به اصطلاح کنگره سر خود را با سر راهنما عوض نکند ) توقع نداشته باشد سفر خوب لذت بخش و روان داشته باشد در صورتي که به دستور راهنما عمل کرديد حتي اگر مسافر شما به کنگره نيايد و درمان نشود خودتان با شناخت وضع موجود با راحتي و آرامش مي رسيد و نمونه هاي زيادي از جمله داخل همين لژيون خودمان داريم
همانگونه که سه شنبه هم گفتم آمدن و حضور ما در کنگره براي ما منشاء خيرات زيادي است که بايد قدردان آن باشيم انشاالله .
آقا عبدالله : قبل از اينکه به کنگره بيايم در محل کار خودم فرماندهي مي کردم و عده اي هم زير دست من کار مي کردند آنجا فرمانده بودم با تجربيات يک فرمانبردار منتها فقط در يک زاويه تخصصي و تجربه خاص فرمانده بودم در منزل هم فرماندهي من بگونه اي ديگر عمل مي شد و بيشتر با تحکّم و جبر همراه بود کسي هم جرات هيچ نوع اعتراضي نداشت پس از اينکه فهميدم پسرم مصرف کننده شده است فرماندهي من شد مُشت، براي درمان فرزندم به هرجايي که رفتم با منيّت رفتم تا آمدم به کنگره در کنگره منيّت من ادامه داشت و اگر دوست من محسن نبود شايد همان منيّت نمي گذاشت من در اينجا هم به نتيجه برسم و خوشبختانه با صبر و تحمل امروز به نتايج بسيار خوبي رسيده ام و کنگره مکاني شد تا در وحله اول زندگي ام به آرامش برسد و در ادامه من به جايگاه هاي بالايي در زندگي ام برسم و اگر کاستي و پسرفتي دارم مال اين است که از کنگره کم گذاشته ام .
محمد آقا نيز در ادامه و در مشارکت خود مي گويد اوايل که در جلسات کنگره شرکت مي کردم و مدام مي ديدم افراد بعضاً حرف هاي تکراري مي زنند با خودم مي گفتم اين حرف هاي تکراري به چه درد مي خورد چون فرمانبردار خوبي نبودم ولي به مرور ديدم تکرار خود نيز بخشي از آموزش است و با تکرار مطالب براي افراد بهتر و بيشتر جا مي افتد پس بهتر است بجاي اينکه به دنبال دليل براي کار باشيم حرف گوش بدهيم ميگويند استادي از مرتاضان هندي تعدادي شاگرد و ازجمله شاگردي که به اصرار به جمع شاگردان او اضافه شد را در جلسه اي حاضر کرده قوري چاي را در دست گرفت و در جلو ديدگان همگان شروع به ريختن چاي در ليوان نمود تا جايي که ليوان لبريز شده و جاي از آن سرازير شد هيچ يک از شاگردان واکنشي نشان نداد بجز همان شاگرد که با اصرار وارد جمع شاگردان شده بود که گفت استاد جاي سرازير شده و ليوان پر شده است پس از آن استاد به شاگرد گفت که جمع را ترک کند و برود ، آن شاگرد بايد به اين درک مي رسيد که اگر استاد را پذيرفته است بايد بداند اين عمل استاد نيز حکمت دارد .
آقا محسن : در جايي خواندم که افرادي که معرکه مي گيرند در امتحان زندگي مردودند آناني که نق مي زنند تجديد مي شوند آناني که صبر مي کنند قبول مي شوند و آناني که شکر مي کنند شاگردان ممتاز امتحان زندگي اند دوستان ، اگر ما به کنگره مي آييم زماني که به منزل مي رويم و با رفتارهاي بيمار گونه مسافرمان برخورد مي کنيم بايد با آموزش هايي که ديده ايم رفتاري را با مسافرمان داشته باشيم که رغبت و ميل به درمان در او بيدار شود بسياري از مصرف کننده ها واقعاً دنبال بهانه و دليلي براي درمان خود مي گردند و بهترين دليل ما هستيم و رفتار صحيح ما ، من هميشه سعي کرده ام فرمانبردار خوبي باشم نبايد مسائل مسافرمان را هرجايي طرح کنيم اين خوب نيست و باعث کوچک شدن مسافرمان مي شود .
حسن آقا : در بحث فرمانبرداري به نظر من مي توان 4 الگو را يافت
1- فرمانبرداري ( منظور رهجو است ) که به حرف راهنماي خود گوش نمي کند
2- صد در صد گوش مي کند ولي خود داراي تفکر نيست و قدرت تحليل گفته ها را ندارد .
3- علاوه بر گوش کردن در تماس نزديک با راهنما هستند و جزييات را از وي دنبال مي کنند .
4- گروهي ديگر برداشتشان از حرف ها و دستورات راهنما اشتباه بوده و همين امر باعث مي شود آنان در رفتار خود دچار اشتباه شوند و به نتيجه نرسند و اين عمده ترين علت عقب افتادگي بعضي از فرمانبرداران ( رهجويان ) در کنگره است .
جلسه در ساعت 16 با دعاي کنگره 60 پايان يافت
این وبلاگ بعنوان یکی از وبلاگ های گروهی کنگره60 از طرف بچه های لژیون آقای حبیب الله رسولی راه اندازی شده و قصد دارد در زمینه " آموزش، پیشگیری، مهار و درمان اعتیاد " حرف های تازه ای را برای تمام عزیزان که به نوعی درگیر اعتیاد هستند بزند. ما دانستیم که توانستیم، شما نیز بدانید که می توانید بشرط اینکه اول ندانی را بدانید تا بدانی را بدانید....