وادی دوم و تاثیر آن روی من
جلسه پنجشنبه لژيون در شعبه آکادمي در تاريخ۲۷/۷/۱۳۹۲ با حضور تعداد ۲۱ نفر از اعضاء راس ساعت ۳۰/۱۵با استادي راهنماي گرامي آقا حبيب الله و با دستور جلسه وادي دوم و تاثير آن روي من آغاز گرديد : با شروع جلسه استاد از اعضاء خواستند تا در خصوص دستور جلسه مشارکت کرده نظرات و تجربيات خود را براي استفاده حاضرين بيان نمايند :
وادي دوم ( هيچ مخلوقی جهت بيهودگي قدم به حیات نمی نهد هیچکدام از ما به هيچ نيستيم حتی اگر خود به هيچ فکر کنيم )
آقا محمدرضا اولين مشارکت کننده بود که نظراتش را به اين شرح بيان کرد :
وادي دوم خيلي روي من تاثير داشته است خداوند انسان را در يک دوراهي قرار مي دهد يکي تاريکي و ديگري روشنايي ، انسان زماني ميتواند مفهوم روشنايي را درک نمايد که تاريکي را تجربه کرده و گذرانده باشد در گذشته عليرغم اينکه من در تاريکيها بودم و از کنار کنگره بارهاي بار رد شده بودم اما بدليل اينکه اذن صادر نشده بود من امکان استفاده از از روشنايي کنگره را نداشتم اما با يافتن راه و دريافت اذن اکنون به جايي رسيده ام که بهره هاي فراواني از کنگره دريفت کرده ام
آقا پرويز که دومين مشارکت کننده موضوع مي باشد مي گويد:
خداوند وقتي انسان را آفريد فرمود فتبارک الله احسن الخالقين پس انسان موجود با ارزشي است اين موجود با ارزش اگر در مسير تاريکي ها قدم بردارد مقصر خودش است انسان اگر دچار پوچي و بيهودگي گردد به نابودي مي رسد اگر از نا اميدي ، ترس و جهالت دوري بورزيم از پوچي خارج مي شويم .
نگارنده متن (محمد) مشارکت کننده سوم بودم نظرمن اينست که انسان هااگر احساس نا امیدی بکنند این نا امیدی فرد را به بیراهه کشانده و منجر به احساس پوچی و خلاء نموده در نتیجه همین موضوع باعث روی آوردن به اعتیاد و یا خودکشی و شبیه آن می شود و البته در این احساس پوچی فرد تنها نمی توان او را مقصر دانست بلکه اطرافیان او از جمله خانواده ، دوستان ، همکاران ، و ...... همگی به لحاظ تاثیر در این احساس پوچی مقصر هستند بنابراین ما بایستی نقش خودمان را بعنوان همسفر در هدایت فرد مسافر به سمت درمان و بهبودی و رهایی را جدی بگیریم و از هرگونه احمال و سهل انگاری در آن بپرهیزیم
آقا محسن در میان مشارکت اعضاء سوالی در رابطه با موضوع بیان شده توسط آقا محمدرضا می پرسد
« آیا برای همسفران هم باید اذن صادر شود »
سخنان استاد جلسه:
بله برای همسفران هم بايد اذن صادر شود بدون اذن حتي يک برگ هم از درخت نمي افتد بر اساس مصلحت و حکمت اذن صادر مي شود هريک از ما که اينجا هستيم اذن خدا صادر شده است که اينجا هستيم وجود ما در اين مکان و در اين احوال تصادفي و ناگهاني نيست آنچه که مورد تاکيد است اينست حالا که بنابر اين شرايط در اين مکان آمده ايم مي بايستي تلاش نماييم تا بهره داشته باشد و اين ميسر نيست الا با گوش کردن دقيق و عمل کردن به حرف هاي راهنما و کساني که اين مسير را طي نموده اند .
آقا وحید مشارکت کننده بعدی است که نظرخود را با بیان خاطره ای بیان می کند او گفت :
من معتقدم حتي ما همسفرها هم مسافريم و به آموزش هاي کنگره شديداً نياز داريم چندي پيش خانمي که باردار هم بود با من تصادف کرد و من را با موتور به گوشه اي پرتاب کرد وقتي که از زمين بلند شدم ديدم از پا و قسمت ديگري از بدن من خون جاري بود اما با ديدن راننده که خانمي باردار بود آموزش هاي کنگره به کمکم آمد و به او گفتم چيزي نشده است ايشان اصرار داشت که من را به يک مرکز درماني ببرند ولي من مرتباً به او مي گفتم چيزي نشده است و در نهايت ايشان با خونسردي و بدون اينکه توجهي به موتور بکنند که خراب شده است قصد داشتند که از صحنه بروند که همکاران من به ايشان گوشزد کردند که خسارت متوجه من شده است و ايشان هم اظهار نمود که من مقصر بوده ام با حضور پليس و مشخص شدن قصور راننده خودرو بازهم من گفتم برود که پس از آن مورد اعتراض همکارانم واقع شدم شايد اين فرد آن زماان متوجه لطف من نشد ولي در آينده حتما متوجه مي شود .
آرمان که نوجواني تازه وارد به لژيون مي باشد هم مي گويد که تا قبل از آشنا شدن با کنگره و شرکت در جلسات آن ، من فردي مغرور بودم که در بيشتر امور خودم را از ديگران بزرگتر ، خوش تيپ تر و .... احساس مي کردم اما با آشنا شدن با کنگره و شرکت در جلسات کنگره بتدريج عوض شدم بگونه اي که فاميل متوجه اين تغيير شده اند .
آقا مهدي هم که همسفر است مي گويد من در دوره اي از زندگيم دچار پوچي شده بودم اما از زماني که به کنگره آمدم بتريج از اين وضعيت خارج شدم و امروز احساس خوبي از زندگي دارم .
آقا مصطفي دومين سوال کنند است که مي گويد
« آيا اقدامي که آقا وحيد در گذشت از خانم باردار انجام داده صحيح است يا نه »
پاسخ استاد:
شرايط فردي که آقا وحيد با تصادف کرده بود متفاوت است آقا وحيد با آن خانم که باردار بودند آنطور برخورد کرد در موارد ديگر بستگي به شرايط دارد که طرف مقابل فردي فهميده ، مودب و ... باشد به يک گونه برخورد مي کنيم و اگر فردي بي ادب ، حق بجانب بود بايد به گونه اي ديگر برخورد کرد در نهايت بايد بگونه اي برخورد کرد که فرد اگر فردي ظالم بود در ظلمش جري نشود اگر کسي حق شما را خورده است بايد حق را از وي گرفت اما اگر کسي واقعاً گرفتار است و توان بازپس دادن بدهي را ندارد اينجا حتي اگر توان داشته باشيم و به او ببخشيم بهتر است نقل است فردي مرد از او پرسيدند آنجا چه خبر است ؟ گفت خداوند به ملائکه اش گفته بود به اين فرد بگوييد بخاطر اينکه در دنيا از آن فردي که حرفي راشنيدي چون فراموش کردي و آبرويش را حفظ کردي خداوند نيز از گناهان تو گذشت و گناهان تو را ناديده گرفت
پس از آن هريک از اعضاء تجربه خود را در اين باره بيان کردند جلسه در ساعت ۱۶ با دعاي کنگره ۶۰ پايان يافت
این وبلاگ بعنوان یکی از وبلاگ های گروهی کنگره60 از طرف بچه های لژیون آقای حبیب الله رسولی راه اندازی شده و قصد دارد در زمینه " آموزش، پیشگیری، مهار و درمان اعتیاد " حرف های تازه ای را برای تمام عزیزان که به نوعی درگیر اعتیاد هستند بزند. ما دانستیم که توانستیم، شما نیز بدانید که می توانید بشرط اینکه اول ندانی را بدانید تا بدانی را بدانید....