« صفت گذشته در انسان صادق نیست ، چون جاری است »

این قانون ، یکی از زیباترین قوانین الهی است و نشان از رحمت عام پروردگار متعال دارد . نشانی از آن که به مخلوق برتر خویش ،﴿ انسان ﴾اختیار داد تا راه سعادت یا شقاوت را برگزیند .


http://vista.ir/magpics/RQB05022.jpg

( به راستی که انسان را در رنج آفریدیم و هر دو راه خیر و شر را بدو نمودیم ﴾ آيات  4تا10  سوره بلد


این خود انسان است که انتخاب می کند و این انتخاب، مسیر حرکتی اورا به سمت هدف مشخص می گرداند . اما آیا سرنوشت اورا هم تعیین خواهد کرد ؟ به عبارتی اگر شخص ، قدم در راه شر گذاشت و شروع به حرکت در این راه کرد ، سرنوشت شوم ابدی خود را رقم زده و باید هر روز شاهد فرو رفتن بیش از پیش خود در تاریکی ها و در نهایت عذاب و عقاب الهی باشد ؟ آیا هیچ امیدی به بازگشت نیست ؟ قدم نهادن در راه خیر چطور ؟ آیا کسی که در این راه قدم گذاشت اطمینان دارد که سرنوشت او ، سعادت ابدی است؟  احتمال اشتباه وجود ندارد ؟ چه کسی تضمین کرده که شخص ، با قدم نهادن در هر یک از این دوراه ، ناگزیر به ادامه آن تا انتهاست؟

قطعاً اینطور نیست . انسان در هر لحظه می تواند تصمیم خود را تغییر دهد و راه خود را عوض کند . مرزی که بین خیر و شر وجود دارد ، دارای دروازه های متعددی است که انسان هر لحظه می تواند با تردد از این دروازه ها ، از راهی وارد راه دیگر شود . در زندگی اکثر انسان ها ، این اتفاق به کرات رخ داده و مدام در حال تردد از این دروازه ها و تغییر از حالتی به حالتی دیگر بوده و هستند و هستیم . این سخن خداوند متعال است که :

( سوگند به شفق ، سوگند به شب و آنچه فرو پوشاند ، سوگند به ماه چون بدر کامل شود ، که همه شما پیوسته از حالی به حال دیگر منتقل می شوید﴾ .16تا19/انشقاق
 
بارها و بارها شاهد بوده ایم که چه کسانی از راه شر  وارد راه خیر و بالعکس شده اند .

یک شخص مصرف کننده مواد مخدر ، از ابتدا که مصرف کننده نبوده است ، خیلی از مصرف کنندگان ، انسان های درستکار و صادقی بودند و در راه خیر و نیکی حرکت می کردند  اما  بواسطه اعتیاد ، تغییر جهت پیدا کرده و وارد راه تاریکی ها و ضد ارزش ها شدند . ولی آیا با وقوع چنین اتفاقی دیگر همه چیز تمام شده است ؟ آیا یک فرد مصرف کننده باید تا آخر عمرش مصرف کننده بماند و از سرنوشت شوم خود به خداوند گلایه کند ؟ تجربه به ما نشان داده که اینطور نیست . چه بسیار انسان های ره گم کرده ای که با ورود به کنگره 60 ، مسیر اصلی حرکت به سمت مقصود را پیدا کرده اند و با عزمی راسخ و ذهنی از بدی فارغ ، مشغول طی طریق هستند.

ولی طبق قانون « صفت گذشته در انسان صادق نیست ، چون جاری است » به اینگونه افراد که در راه خیر حرکت می کنند هم از خطر گمراهی مصون نیستند . ( شیطان همیشه در کمین است )

این تنها مثالی بود که  آن را در قالب اعتیاد بیان نمودیم ، در تمامی جوامع و دوران و اعصار ، این نوع تردد ها ، رخ داده و خواهد داد و گریزی از آن نیست .
با مثالی دیگر این قانون را بیان می کنم :


اگر کسی نفر اول کنکور دانشگاه شد ، هیچ تضمینی وجود دارد که به عنوان نفر اول دانشگاه فارق التحصیل شود .آیا اگر کسی با رتبه ای پائین وارد دانشگاه شد نمی تواند به عنوان نفر اول دانشگاه فارق التحصیل شود ؟

اما چه کنیم که وارد راه سعادت و خیر شویم و پس از آن دوباره به  ورطه نابودی کشیده نشویم و محکم و استوار ، در راه کسب معرفت و کمال حرکت کنیم ؟


کنگره 60 تنها راه را برای رسیدن به این منظور ، تزکیه می داند ، انسان تا زمانیکه صفات ناشایست خود را پالایش نکند ، توان حرکت در مسیر خیر و ارزش ها را ندارد . 


طبق آموزش های کنگره 60 اولین اقدام برای تزکیه تفکر است ، زیرا انسان دائماً به پندارها لباس گفتار و کردار می پوشاند ، پس با توجه به سیر تکوینی پندار - گفتار- کردار باید ابتدا به افکار خویش رجوع نموده و به آنها سروسامانی بدهیم . زیرا صفت محصول مجموعه پندار ،گفتار و کردار است . با زایش تفکر سالم ، گفتار و کردار نیز به تبع آن به سلامت می رسند و مجموع این تغییر ها ، تحولی بنیادی در صفات انسان به وجود می آورد که در نهایت ختم به انسانی با صفات عالیه و شخصیتی سالم می گردد.

طبق تعریف کنگره 60 ، تفکر حرکتی است از مجهول به معلوم و یا از یک مبدا به مبدا دیگر ، این کار توسط عقل صورت می گیرد .

تفکر سالم زائیده عقل سالم است و عقل سالم ، محصول آموزش صحیح می باشد ، پس پیش نیاز تفکر سالم آموزش است .
آموزش در بالاترین استانداردها ، در کنگره 60 در جریان است و برای رسیدن به مطلوب (با توجه به سلسله مراتب ذکر شده) باید نهایت بهره را از آموزش ها ببریم .


در پایان این نکته را عرض کنم که نظر اکثریت قریب به اتفاق اولیا و عرفا براین است که بالاترین مراتب تزکیه ، در چهار واژه خلاصه می شود ، انجام واجبات ، ترک محرمات .


افق این چهار واژه ، بسیار وسیع است و تنها در مسائل دینی و مذهبی خلاصه نمی شود و به راحتی با مسائلی که پیرامون آن صحبت نمودم قابل جمع است . به عنوان مثال :

برای یک عضو کنگره ، حضور به موقع در جلسات ، مصرف دقیق طبق دفترچه و مطیع فرمان راهنما بودن ، انجام واجبات و پرهیز از آنچه تحت عنوان حرمت در کنگره قرائت می شود ، ترک محرمات است .
منبع:وبلاگ آکادمی