جشن همسفر در نمايندگي بهشهر
بنام خدا
جلسه اين هفته لژيون روز پنجشنبه تاريخ 940828 در نمايندگي بهشهر با موضوع جشن همسفر برگزار گرديد .
خلاصه سخنان استاد :
ابتدا این هفته را خدمت همه همسفران تبریک میگویم و هدف اصلی از این دستور جلسه که جناب آقای مهندس یک هفته را به عنوان هفته همسفر گذاشتند این است که ، در این هفته از همسفران عزیز به خوبی تشکر نماییم . من خیلی چیزها از مسافر خود یاد میگیریم ایشان میگویند باید از رب و مربی خود تشکر کرد پس در هفته همسفر باید توسط مسافرها از همسفر قدردانی کرد و تقدیر و تشکر به عمل آورد . هفته شکر و تشکر و قدردانی از همسفران است .خود من همسفر هستم در سال 86 وارد شعبه آکادمی شدم با حال خرابی زیاد که دوست ندارم این مسئله را عنوان کنم چون هفته همسفر و جشن است ، اما در آن زمان اصلا لژیون همسفران آقا جدا نبود و ما هم که به عنوان همسفر می آمدیم ، همراه مسافران در لژیون بودیم و چون جنس ما با آنها متفاوت بود متوجه یکسری از صحبت های آنان نمی شدیم ولی در آن محیط رشد کردیم و خیلی مسائل را با آنها درک و لمس کردیم که چطور یک راهنما متوجه حال خرابی های مسافرش میشود . در اوایل ورود به کنگره خیلی حال خرابی داشتم و برایم سخت بود که من به عنوان یک دکتر باید الان در کلاس درس و دانشگاه میشدم ولی چرا اینجا حضور دارم و برایم قابل قبول نبود که این مسئله را بپذیرم و اینکه چرا پسر من باید دچار اعتیاد شود . به هر حال در هر صورت کمک راهنمای مسافر ما را تحمل کرد و هر چه که آموزشها جلوتر میرفت خودم را با ساز اینجا کوک میکردم ، به مرور زمان احساس آرامش میکردم و اصلا خبر نداشتم که چه اتفاقی در درونم ایجاد میشود . من آنقدر حالم خراب بود که وقتی یک روز در آکادمی سیگار را دست مسافرم مجتبی دیدم حال عجیبی پیدا کردم و به راهنمایش گفتم ما میخواهیم مواد را کنار بگذارد ولی گویا در کنگره سیگار هم اضافه شده است ولی راهنمایش گفت او قبلا سیگار مصرف میکرده شما خبر نداشتید و این حال و اوضاع من بود که اینطور برای درمان مجتبی تلاش میکردم ولی ایشان در حال حاضر کمک راهنما هستند و لژیون پر باری هم داشته اند و خود من هم امروز با لژیون خود به اینجا آمده ام و خیلی مشکلات داشتند اما به عشق حضور در شعیه بهشهر همه چیز را به جان خریدند تا در شعبه حضور داشته باشند و این چیزی جز عشق نیست که این عشق از همان ده ماهی که در لژیون مسافران بودیم بوجود آمد و آن بند عشقی که در پیام خوانده میشود ایجاد شده است و بند عشقی بسیار لذت بخش است .
استاد در ادامه فرمودند : من با خودم فکر میکردم نقش همسفر در سفر یک مسافر چیست ؟ گاهی اوقات یک مسافر بدون همسفر در کنگره قرار میگیرید و به رهایی هم میرسد پس من به این نتیجه رسیدم که حضور همسفر الزامی نیست و نیازی نیست حتما همسفر حضور داشته باشد ، برای خودم اگر مثال بزنم اگر در یک کویر گرم تابستان با ماشین در جاده ای در حال حرکت باشیم و هیچگونه سیستم خنک کننده در ماشین نباشد ما به مقصد میرسیم ولی با زجر و سختی میرسیم و یک همسفر دقیقا مانند سیستم سرمایشی ماشین است که حضور یک همسفر باعث میشود تا سفر با لذت طی شود و اگر یک همسفر آسیب میبیند و ترکش میخورد این هفته را به این دلیل گذاشته اند که یاد آوری شود تا ارزش گذاری کنیم و به همسفر ارج بنهیم که با وجود تمام مشکلاتش در کنار ما قرا میگیرد البته گاهی دیده شده همسفرانی که خوب آموزش نمی گیرند به جای این که کمک کنند مانع میشوند و اگر آموزشهای یک همسفر درست نباشد نبودنش بهتر از بودن است پس باید دقت کنیم که بال مسافر باشیم نه وبال باشیم .البته بعضی از همسفران حالشان خراب تر از مسافر است و یک همسفر نقش حساسی دارد باید نقطه تحمل بالایی داشته باشد صبرش زیاد باشد و حال خرابی های مسافرش را تحمل نماید و به گفته جناب آقای مهندس وقتی یک مسافر در کنگره قرار میگیرد چون کنگره از ادبیات خاصی استفاده میکند برای اینکه با خانواده دچار تنش نشود باید یک همسفر در کنارش قرار بگیرد و اگر با هم وارد این سیستم نشوند قطعا زبان همدیگر را متوجه نمیشوند و این باعث میشود حال هر دو نفر خراب شود ولی اگر همسفر باشد با هم همدل و همزبان شوند .
یک همسفر اگر در کنگره قرار گرفت ولی مسافرش تغییرات این همسفر را احساس نکرد بدانید که آموزشها به عنوان یک همسفر درست دریافت نکرده اید خیلی از همسفران در ابتدای ورود به کنگره با کوچکترین مسئله بهم میریختند ولی در ادامه با حضور به موقع و دریافت آموزشها دچار آرامش خاصی میشوند و به گفته آقای حشمت باید دوربین را از روی مسافر خود بردارید و اگر کسی به این نیت می آید که مدام مسافر خود را تحت کنترل داشته باشد هم حال خودش و هم حال مسافرش ناخواسته خراب میشود ، ولی باید آنقدر آموزش بگیرد تا درک کند که فقط به خاطر خودش به کنگره بیاید و گاهی اوقات فکر میکنیم تمام مشکلات مربوط به مسافر است باید به خودمان مراجعه کنیم و فرا فکنی نکنیم من با اینکه در لژیون مسافران بودم ولی صبر و آرامش را از راهنمای خود یاد گرفتم و متوجه شدم که به خاطر خودم به کنگره بیایم و هیچ وقت به مسافر نگویید که من به خاطر تو آمده ام و علم و تجربه ثابت کرده است که حال یک همسفر اگر از مسافرش بدتر نباشد بهتر نیست و نگویید من وقت گذاشتم به خاطر تو ، باید همسفر در پی آموزشهای خودش باشد تا مسافرش هم سفر خوبی داشته باشد و هم خودش به آرامش برسد .
این هفته به خاطر این است که از همسفران تقدیر و تشکر نماییم که در کنار مسافر قرار گرفتند تا سرمای زمستان و گرمای تابستان موجب اذیت مسافر نشود و سفر خوبی را باهم تجربه نمایند .




این وبلاگ بعنوان یکی از وبلاگ های گروهی کنگره60 از طرف بچه های لژیون آقای حبیب الله رسولی راه اندازی شده و قصد دارد در زمینه " آموزش، پیشگیری، مهار و درمان اعتیاد " حرف های تازه ای را برای تمام عزیزان که به نوعی درگیر اعتیاد هستند بزند. ما دانستیم که توانستیم، شما نیز بدانید که می توانید بشرط اینکه اول ندانی را بدانید تا بدانی را بدانید....