اعتیاد را ترک نکنید!درمان کنید!

لژيون آقاي حبيب الله رسولي (همسفران)

نحوه فعاليت در وبلاگ لژيون

بنام خدا

جلسه يک شنبه لژيون در تاريخ 1394.2.6 با حضور تعداد 19 نفر از اعضاء راس ساعت 16  و با استادي آقاحبيب الله و با دستور نحوه  فعاليت در وبلاگ لژيون  آغاز گرديد :

در این جلسه راهنماي گرامي اداره جلسه را به اينجانب محمد واگذار نمودند .

 

در ادامه جلسه نحوه فعاليت در وبلاگ لژيون بصورت عملي و با استفاده از رايانه هاي همراه به اعضاي لژيون آموزش داده شد و به سوالات اعضاء در اين رابطه پاسخ داده شد .

جلسه در ساعت 18  با دعاي کنگره 60  پايان يافت .           

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 23:50  توسط محمد  | 

جهان بيني 1و 2

بنام خدا

    جلسه پنجشنبه لژيون در شعبه آکادمي در تاريخ  1393.1.27با حضور تعداد 20نفر از اعضاء و با دستور جلسه جهان بيني 1و2 با استادي راهنماي گرامي آقا حبيب الله راس ساعت 14.30  آغاز شد.

در این جلسه استاد ، اداره جلسه را به آقا محمد جعفر واگذار کردند .

 

در ابتداي جلسه آقا محمد جعفر راجع به موضوع جلسه مطالبي را ارايه کردند .

سپس اعضاء در خصوص موضوع جلسه و نیز مسایل مختلف مربوط به مسافران خود مطالب و تجربیات خود را ارايه نمودند  .

در ادامه آقا حبيب الله مطالبي به شرح زير بيان کردند :

1- بهترين شناخت ، ضروري ترين شناخت براي انسان شناخت خودش مي باشد و شناخت نفس خودش .

2- وقتي کسي خودش را گم کرده باشد چه توقعي مي توان داشت که بتواند راه خودش را پيداکند و به مقصد برسد چه توقعي بايد داشت که عمل او عمل سالمي باشد .

3- مهمترين کاري که کنگره  دارد انجام ميدهد همين شناساندن چه مسافران و چه همسفران به خودشان مي باشد .

4- اگر اين شناخت صورت پذيرفت مابقي مشکلات نيز حل مي شود اگر بدانيم در چه جايگاهي هستيم و وظيفه ما در جهان پيرامونمان نسبت به ديگران چيست آن موقع است که ميتوان گفت ما به سمت حل مشکلات مان حرکت کرده ايم .

5- حساس ترين قسمت زندگي ما رابطه ما با خالق خودمان مي باشد اگر ارتباط ما با خداي خودمان خوب باشد و آن طوري باشيم که او مي خواهد انبوه مشکلات هم که داشته باشيم حل مي شوند .

6- بايد گفت مسيري در زندگي که در آن مشکلات وجود نداشته باشد بعيد است به مقصد برسد مشکلات در بالا بردن تجارب ما مفيد هستند البته شرط آن داشتن صبر و تلاش است و صد البته صبر با دست روي دست گذاشتن متفاوت است در صبر ما تلاشمان بايد بيشتر بشود .

7- اگر مسافري به کنگره نمي آيد و اگر همسفر مسافر هم نمي آيد بايد ببينند ايراد کجاست که به نتيجه نمي رسد اينجاست که خودشناسي به درد مي خورد و ضرورت پيدا مي کند و فرد مي تواند با شناخت درست از خود مسير و مقصدش را بخوبي بشناسد و به نتيجه برسد .

8- نکته ديگر اينکه حضور ما در جلسات بايستي خروجي داشته باشد تغيير در پي داشته باشد به گونه اي که اين تغيير در رفتار و گفتارمان خودش را نشان دهد .

9- نکته پاياني اينکه بعد از شناخت خود ، بايستي بر خودمان مديريت داشته باشيم بر نفس خودمان مديريت داشته باشيم در اين صورت است که ميتوانيم موفق بشويم

جلسه در ساعت 16  با دعاي کنگره 60 پايان يافت .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 22:10  توسط محمد  | 

فلسفه 3

بنام خدا

جلسه يک شنبه لژيون در پارک در تاريخ 1394.1.23 با حضور تعداد 12 نفر از اعضاء راس ساعت 17  و با استادي آقا محسن و با دستور جلسه سي دي فلسفه 3  آغاز گرديد :

در این جلسه يکي از اعضاء بخشي هايي از سي دي فلسفه 3 را در جمع ارايه کرد پس از آن اعضاء در خصوص موضوع جلسه نظرات خود را بيان کردند .

در بخش دوم اعضاء در خصوص مسايل مربوط به مسافران خود مطالبي را بيان کردند .

جلسه در ساعت 18.35  با دعاي کنگره 60  پايان يافت .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ساعت 22:26  توسط محمد  | 

وادي هشتم و تاثير آن روي من

بنام خدا

جلسه پنجشنبه لژيون در شعبه آکادمي در تاريخ  1394.1.20با حضور تعداد 21 نفر از اعضاء و با دستور جلسه وادي هشتم و تاثير آن روي من با استادي راهنماي گرامي آقا حبيب الله راس ساعت 14.30  آغاز شد.

در ابتداي جلسه استاد گرامي ضمن تبريک سال نو به اعضاي لژيون ، بهترين ها را براي آنان و مسافران و خانواده هاي آنان از خداوند بزرگ درخواست نمودند .

سپس اعضاء در خصوص موضوع جلسه و نیز مسایل مختلف مربوط به مسافران خود مطالب و تجربیات خود را ارايه نمودند  .

جلسه در ساعت 16  با دعاي کنگره 60 پايان يافت .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴ساعت 22:22  توسط محمد  | 

کجا بودم کجا هستم

 بنام خدا

در دعای کنگره میخوانیم

که (...... خداوندا! تاریکی ها را تجربه کرده ایم ....)  حقیقتاً واژه تاریکی بهترین توصیف دوران مصرف است .

من در دوران مصرف مجبور به پنهان کردن و یا

دروغ گویی بودم

و لذا حسم آلوده به ضدارزشها بود .با آلوده شدن

حس عقل نیز نمی تواند درست فرمان بدهد ،به

همین دلیل همیشه با کوهی از مشکلات و

گرفتاری ها مواجه بودم و زندگی ناآرام و بی حس و حالی داشتم .

از میهمانی ها دوری می کردم و در کمتر جمعی حاضر می شدم .با کسی جوششی نداشتم و حال و حوصله گپ زدن با کسی را نداشتم .در گوشه ای میخزیدم و خود را از نگاه دیگران پنهان میکردم .من حتی به ندرت چهره خود را در آینه میدیدم ، چرا که از چهره بی روح و پریشان خودم عصبی میشدم .

انگار که هیچ خونی در صورتم نیست و رنگ پریده و چشمانی گود رفته و تکیده و لاغر ...

من وقتی خودم از دیدن چهره خودم بیزار بودم و وقتی که هیچ شوره و حالی در وجودم  نداشتم چگونه دیگران می توانستند از هم صحبتی با من لذت ببرند ؟

مشکل دیگری که در زمان مصرف داشتم ترس ،ناامیدی و حقارت بود .

از اینکه با تمام وجود وابسته به یک گرم یا دو گرم مواد بودم ،احساس پوچی ،حقارت و نا امیدی می کردم .

از اینکه باید در هر لحظه مواد همراه خود داشته باشم احساس ترس می کردم .

نشئه که بودم تصمیم به ترک می گرفتم و خمار که می شدم فراموش می کردم . از اینکه مجبور بودم از خانواده و بستگانم پنهان کاری کنم ، احساس شرم و گناه می کردم .

از اینکه نمی توانستم مثل افراد عادی زندگی کنم و از اینکه همه اعمال و رفتارم وابسته به مواد بود احساس پوچی می کردم .

مسائل و مشکلات زیادی داشتم که بیان آنها مثنوی هزار من کاغذ است .

در بدو ورودم به کنگره و با گدشت چند روز از سفرم ،اعتماد به نفس پیدا کردم و امید به درمان در وجودم نمایان شد .روز به روز اطلاعات و آگاهی بیشتری نسبت به مواد مخدر و جسم و روان و جهنبینی پیداکردم .

کم کم حس و حالم عوض شد و چهره ام تغییر کرد .گرمای وجودم را حس می کردم . دیگر از دیدن جمع فراری نیستم .حرف زدن در جمع را یواش یواش تجربه کردم ، در صورتی که در دوران مصرف نه می توانستم و نه می خواستم حتی چند کلمه صحبت کنم .

کم کم صبر و تحمل را یاد گرفتم و نشستن در حضور دیگران را پیدا کردم  .

در دوران مصرف خیلی عجول بودم و حوصله گوش کردن به حرف دیگران را نداشتم در صورتی که الان بیش از دو ساعت در جلسات کنگره و لژیون می نشینم و به صحبت های راهنما و یا مشارکت دیگران گوش می دهم .نسبت به دوران مصرف بسیار منظم و مرتب تر شده ام .

تلاش می کنم که تفکر و تعقل را در زندگی ام جاری کنم .امید بسیاری به درمان و تعادل دارم .

در این مدت هفت ماهی که به کنگره می آیم حتی یک لحظه از ادامه سفر ، خسته یا دلسرد نشده ام بلک هر روز به روز با میل و اشتیاق و انرژی بیشتری به کنگره می آیم و از بودن در کنگره و لژیون انرژی می گیرم . وقتی راهنمایم را می بینم و یا وقتی دوستان سفر دومی را می بینم امید و انگیزه ام به رهایی بیشتر و بیشتر می شود .

در کنگره با مفاهیم جدیدی آشنا شده ام ،فهمیدم که اگر حس پاک و قوی داشته باشم ، بهتر می توانم تعقل کنم و بهتر می توانم برای امورات زندگی ام تصمیم گیری کنم .

مواد مخدر بدلیل آنکه پنهان کاری و دروغ بهمراه دارد ، حس را آلوده می کند . در این مدت هفت ماه که از سفرم می گذرد ، حتی یک لحظه هم به فکر استفاده از مواد نبوده ام چرا که هیچ نیازی به آن احساس نکرده ام .

دارویی را که کنگره برایم تجویز کرده است مصرف می کنم . از روزی 5/16 سی سی در ابتدای ورودم به روزی 5/4 سی سی در حال حاضر رسیده ام و نمی خواهم شعار بدهم که خیلی بیزحمت و راحت به این میزان مصرف رسیده ام ، نه ، هرگز ! راحت نبوده ولی غیر قابل تحمل هم نبوده و در این مدت بهتر از دوران مصرف به کارهایم رسیده ام ،و انرژی و شور و نشاطم بیشتر شده ، روابط خانوادگی ام با همسر و فرزندانم خیلی خیلی بهتر شده ، روابط اجتماعی ام بسیار دلگرم کننده شده است .

علاقه ام به زندگی و درست زندگی کردن افزایش داشته ، خواب و خوراک و ورزش و گردشم طبیعی است .

با اینکه 55 سال از عمرم گذشته و بیش از 23 سال مصرف کننده مواد بوده ام و در چند سال آخر روزانه 6 الی 7 گرم تریاک مصرف می کردم ، با این حال در این مدت 7 ماه لحظه ای احساس دلسردی و ناامیدی نداشته هام و همه این شور و حال و انرژی را مدیون کنگره 60 و آقای مهندس دژاکام و راهنمای خوبم می باشم .

 نویسنده : مسافر محمد رضا

منبع کنگره 60

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 17:38  توسط محمد  | 

صداي پاي استاد

بنام خدا

 آری بقول مهندس اگر شاگرد آماده باشد صدای پای استاد را می‌شنود هرروز شکر می‌کنم انگار این آموزش‌ها خوراک نفس سیری‌ناپذیر من است.

 

سلام دوستان احمد هستم یک مسافر

امروز حدود یک ماهی است که از سفر اولم می‌گذرد و سرآغاز خط دیگری است در حیات؛ نمی‌دانستم چه بنویسم که کوتاه باشد ولی محتوای واقعی حرف دلم باشد. راستی بعضی مواقع حس نوشتن زمانی سراغ  آدم می‌آید که اصلاً امکان نوشتن نیست ولی القائی می‌تواند باشد برای ثبت در آرشیو ذهن.

بگذریم: اصولاً اکثراً به دنبال چیزهایی بودم که فلسفه واقعی حیات را بفهمم. دانایی اندکم و حس‌های به‌هم‌ریخته‌ام مانع از یافتن مسیرم می‌شد چیزهایی حس می‌کردم ولی در هر سه مورد جسم؛ روان؛ و جهان‌بینی‌ام مشکلاتی داشتم.

دو سه سال پیش در مسیری از خیابان داشتم با خودم و خدای خودم حرف می‌زدم؛ با کلی بحث و بررسی که کردم با خودم گفتم: احمد؛ اولین مشکل تو همین اعتیاد توست اگر سعادت ابدی می‌خواهی اولین قدم تو باید در این مسیر باشد؛

بعد دانستن و حل بقیه موضوعات. زمان می‌گذشت مقدار مصرفم را کم‌کم کاهش می‌دادم ولی نمی‌توانستم قطع کنم. در مورد مسائل معنوی بااینکه فرد معتقدی بودم؛ ولی سؤالات زیادی داشتم کتاب می‌خواندم با افراد صاحب‌نظر بحث می‌کردم ولی راستش را بخواهید کمتر قانع می‌شدم. انگار فقر فلسفی داشتم.

البته این به‌ظاهر صاحب‌نظران که حتی سابقه یک‌بارمصرف مواد هم نداشتند گوئی حالشان از من هم خراب‌تر بود. روزی در مسجدی نزدیک بازار که هر ظهر برای نماز به آنجا می‌رفتم بعد از نماز گفتم؛ خدایا من می‌خواهم آدم خوبی بشوم می‌دانم نه شرایط جسمی خوبی دارم و نه گذشته چندان روشنی؛ ولی هر چه هست طلب و خواسته که دارم روزی در مسجدی نزدیک بازار که هر ظهر برای نماز به آنجا می‌رفتم بعد از نماز گفتم؛

خدایا من می‌خواهم آدم خوبی بشوم می‌دانم نه شرایط جسمی خوبی دارم و نه گذشته چندان روشنی؛ ولی هر چه هست طلب و خواسته که دارم؛ تو نیز خدایی بکن و معلمی خوب. معلمی که من در کنار او بودن و از وی آموختن و سرمشق زندگی‌ام کردن مفید حالم باشد.

زمان می‌گذشت و من منتظر بودم که این اتفاق بالاخره رخ خواهد داد بدون آنکه خود متوجه بشوم. حتی بعضی مواقع فکر می‌کردم شاید خداوند کتابی یا جزوه ای در شرایط خاص در مسیرم قرار بدهد و من به هزاران سؤال بی‌جوابم پاسخ بیابم. ولی خوب انگار لطف خداوند بیشتر از جرم ماست.

سه چهار ماه که از سفر اولم گذشته بود و هرازگاهی به کتاب آقای مهندس (کتاب 60 درجه زیر صفر) نگاه می‌کردم و CD های آموزشی ایشان را گوش می‌دادم و به درمان خود در کنگره 60 مشغول بودم یک‌دفعه به ذهنم رسید که آیا مگر همین را نمی‌خواستی؟

 آری بقول مهندس اگر شاگرد آماده باشد صدای پای استاد را می‌شنود هرروز شکر می‌کنم انگار این آموزش‌ها خوراک نفس سیری‌ناپذیر من است؛

 آن‌هم با این گویش. خداوکیلی چه کسی این‌چنین صور پنهان انسان را تابه‌حال این‌گونه تشریح کرده؟ یادم می‌آید نوجوان که بودم بعد از کلی فکر رو به مادرم کردم و گفتم: مامان من فکر می‌کنم خداوند تنها دروغی که در قران گفته وجود جهنم است چرا خداوند با این عظمت می‌خواهد انسان‌ها را ولو گناهکار در یکجایی بسوزاند و مادرم خندید و چیزی نگفت من الآن  می‌فهمم و درک می‌کنم که جهنم همانا چه انسان‌هایی که در جهنم جهل خود غوطه‌ورند و خود نمی‌دانند و من نیز درگذشته یکی از این‌ها بودم نمی‌گویم خیلی آدم وارسته‌ای شدم؛ نه ولی حداقل مسیر نور را یافته‌ام.

درواقع ققنوسی هستم که سوخته‌ام و از خاکستر خود دوباره متولدشده‌ام؛ شاید فعلاً نمی‌توانم پرواز کنم ولی آرام‌آرام پر درمی‌آورم.

افتخارمی‌کنم که بچه عقابی باشم در بین بقیه بچه عقاب‌های همراه عقاب بزرگ (آقای مهندس) و به‌راستی گوهر شب‌چراغ را از این خرابات یافته‌ام.

می به سبور ریختن؛ فتنه برانگیختن؛ کوی خرابات را تو چه کلیدی بگو

ای شه و سلطان ما؛ ای طربستان ما؛ در حرم جان ما آنچه بدیدی بگو

مطرب مهتاب رو آنچه شنیدی بگو؛ ما همگان محرمیم آنچه شنیدی بگو

باور کنید تملق نیست. حقیقت است. ولی ناگفته این را به‌خوبی میدانم که دانستن این‌ها یک‌طرف قضیه است و عمل کردن آن اصل قضیه. آری تغیر صورت گرفته و تا تبدیل و ترخیص راهی است بس دراز و مشکل اما شیرین؛ و این ادامه دارد تا کجا به تا کجا

به امید روزی که من نیز بتوانم پرواز را بیاموزم بعد آموزش دهم و چه لذتی از این بیشتر. چنانچه به من نیز آموزش دادند از دیده بان و مرزبان و ایجنت و راهنما؛ مسئولین بخش OT و بقیه دوستان و در رأس آن و یا به عبارتی بنیان آن جناب آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان که این خانواده به‌واقع مانند منشور عمل کردند تا نوری که من قادر به تشخیص و دید آن نبودم به‌صورت طیفی رنگارنگ و هفت‌رنگ زیبا ببینم. در خاتمه از همه اعضای کنگره 60 که هرکدام به‌نوعی در رهایی من سهیم بودند و از خانواده‌ام و همسفرم و دخترم صمیمانه تشکر می‌کنم.

نویسنده: مسافر احمد آقا کیشی

 

منبع کنگره 60

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 17:34  توسط محمد  | 

تشکیل لژیون در داخل و خارج از کنگره

پنجمین جلسه از دوره پنجاه و دوم سری کارگاه‌های آموزش جهان‌بینی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران سفر دوم با دستور جلسه تشکیل لژیون در داخل و خارج از کنگره با استادی و نگهبانی مهندس و دبیری آقای محمد در تاریخ 94/1/5 چهارشنبه رأس ساعت 14:30 آغاز به کار نمود.
 

سخنان استاد:

آغاز فصل زایش، بهار و نوروز را از صمیم قلب تبریک می‌گویم.

سال که گذشت برای کنگره 60 سال خیلی خیلی خوبی بود؛ از همه جهات رشد قابل‌توجهی داشتیم، سازمان‌ها نهادها و ارگان‌ها همکاری خوبی با کنگره داشتند، ازجمله وزارت کشور، ستاد مبارزه با مواد مخدر، وزارت بهداشت، نیروی انتظامی محله، شورای هماهنگی استان‌ها و حتی شهرداری نیز با کنگره همکاری خوبی داشت و جای دارد در اینجا از آنها تشکر و قدردانی کنم.

یکی از پیامبران الهی جمله زیبایی می‌فرماید که من برای مبارزه با تاریکی‌ها شمشیر نمی‌کشم، بلکه آتش می‌افروزم و آتش روشن می‌کنم تا تاریکی تبدیل به نور شود.

نمی‌توانیم مانند هیتلر همه انسان‌ها را با توپ و تفنگ بکشیم و همه‌جا را نابود کنیم و بعد به انسان‌ها محبت می‌کنیم و یا همه را عالم و دانشمند می‌سازیم.

مبارزه با تاریکی‌ها بازور و شمشیر نشدنی است و باید با نور، تاریکی را از بین ببریم. منظور از تاریکی اعتیاد است و مشکل اعتیاد با زندان و کتک و زور حل نمی‌شود.

با اعتیاد باید با نور مبارزه کرد مانند همین سیستمی که ما در کنگره 60 داریم، با نور با علم دانش.

خانواده‌های دورهم جمع می‌شوند، بچه‌ها به کانون گرم خانواده‌ها بازمی‌گردند و زن و شوهرها در صلح باهم زندگی می‌کنند.

رقم رهایی سال 93، تعداد کمی نیست، در حقیقت ما 2272 معتاد را ترک نداده‌ایم،2272 خانواده را نجات نداده‌ایم،2272 شهر یا روستا را نجات نداده‌ایم،

 بلکه ما 2272 معلم و استاد پرورش داده‌ایم.
 

که هرکدام از این استادها می‌توانند انسان‌های زیادی را هدایت کنند. برخی از راهنمایان کنگره 50 الی 60 نفر را به رهایی رسانده‌اند و شاگردان آنها هم همین‌طور؛ در قسمت خانواده‌ها هم این‌چنین است.

و هرکدام از آن رها یافتگان، حتی آن عده‌ای که کمک راهنما یا مرزبان نشده و هیچ خدمتی در کنگره نمی‌کنند نیز کلی اطلاعات و آگاهی کسب نموده است و به اعتقاد من درزمینهٔ اعتیاد یک مجتهد است.

آمار و ارقام رهایی‌ها در کنگره به‌صورت تصاعدی رو به افزایش است و تعداد زیادی از گروه‌های دیگر به کنگره می‌آیند و سفر می‌کنند، درحالی‌که چندین سال مصرف مواد مخدر را قطع کرده‌اند.

چون کنگره مقابل گروه‌های دیگر قرار ندارد بلکه مکمل گروه‌ها دیگر است.

همه ما در کنگره باهم در حال حرکت و خدمت هستیم و باید همچنان باهم همکاری نماییم.

دیده بان ها، مرزبان‌ها، راهنمایان و ایجنت ها همگی در حال همکاری یکپارچه هستند.

برای مثال یک راهنما در نمایندگی اصفهان بیش از 50 الی 60 هزار کیلومتر مسافت بین تهران و اصفهان را طی می‌کند. اولین رهایی اصفهان هم همین‌طور بود، آن رهایی و تحمل آن‌همه سختی به‌عنوان سرمایه اولیه بود و در ادامه بچه‌های اصفهان به درجه لازم و قابل‌قبول رسیدند و ادامه دادند نمایندگی‌های قزوین، مشهد و سمنان هم همین‌طور در حال قوی شدن هستند.

موردی که به ما کمک نمود و توانست ما را در این مهم یاری رساند تا بتوانیم به این نقطه برسیم، انتشارات ماست.

تدبیری اندیشیده‌ایم که در سال 1394 متون آموزشی را برای بعضی از شهرها با پست بفرستیم.

در اثر استفاده مشترک از متون آموزشی توانسته‌ایم به این راندمان رسیده‌ایم.

اگر متون آموزشی را از کنگر جدا کنیم مانند گروه‌های دیگر خواهیم شد و فقط از خاطرات دوران مصرف صحبت خواهیم کرد.

تجربه ثابت کرده که شعبی که از متون آموزشی کمتر استفاده می‌کنند در حال نابودی هستند و تولیدات کمی دارند و حرف‌شنوی رهجویان از راهنماها کمتر است.

نفس را باید سرکار گذاشت وگرنه او ما را سرکار می‌گذارد.
 

در برخی نمایندگی‌ها مانند مشهد از روی وادی‌ها و سی دی‌ها یادداشت برمی‌دارند و آنها را مکتوب می‌کنند.

یعنی راهنما برای رهجویش تکلیف قرار می‌دهد که از روی سی دی یا وادی بنویسد.

درمان اعتیاد با خشونت مطلق یا محبت زیاد امکان نمی‌یابد.

گاهی اوقات که نمی‌توانیم مشکلی را حل کنیم باید به آن مشکل اضافه کنیم؛ مثلاً یک رهجو روزانه 5/13 سی‌سی دارو مصرف می‌کند ولی می‌گوید که حال خوشی ندارد و جوابش را نمی‌دهد، در اینجا باید مصرف روزانه او را به 3 سی‌سی کاهش داد تا بعد از گذشت 15 روز که از علائم بدن‌درد و بی‌خوابی و بیرون‌روی‌اش کاسته شد وعده‌هایش را به 3 سی‌سی افزایش دهید و خواهید که بعد از گذشت دوران 15 روزه،9 سی‌سی OT به‌خوبی جواب گویش خواهد بود.

باید به مرگ گرفت تا به تب راضی باشد.

من این درس را از ماه رمضان یاد گرفتم. تا زمانی که آب در اختیارمان باشد برایش ارزشی قائل نیستیم ولی به‌محض اینکه آب نباشد و تشنه شویم به ارزش قطره‌قطره آب پی خواهیم برد.

 آب کم جو  ،    تشنگی آور به دست

نگارنده: مسافر مهدی محمدی

منبع کنگره 60
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 18:47  توسط محمد  | 

مصاحبه با استاد امين

  • لطفاً بفرمائید به نظر شما در کنگره60 برای درمان اعتیاد مهمترین عوامل چه چیزهایی هستند؟
  •  تزکیه فرد : مهمترین بخش تزکیه خود فرد می باشد که البته این مهم محقق نمی گردد مگر اینکه مسافران و همسفران فرمانبردار راهنمای خود باشند و نظرات و تفکرات شخصی خودشان را در درمان خود اعمال نکنند و این عامل بایستی به صورت عملی و قلبی انجام گیرد نه زبانی.
  • انضباط: نظم و انضباط به خصوص در کنگره60 ، یکی از مهمترین عوامل می باشد که شامل حضور به موقع در کارکاه های آموزشی و نشستن در جلسات و استفاده کردن از امکانات در وقت خودش میباشد و بایستی برای محقق شدن آن استقامت و دوام داشته باشد و نبایستی به هر دلیلی جلسات را ترک و بین آموزشها وقفه انداخت.
  • خواب: خواب شخص نیز عامل مهمی می باشد خصوصاً در این ایام تعطیلی سال نو که به علت دید و بازدید و میهمانی ها تغییر کرده و بلعکس می شود یعنی مسافر یا همسفر شبها بیدار می مانند و روزها می خوابند. اگر امکان زود خوابیدن برای افراد مهیا می باشد سر موقع خوابیده و خواب خود را مدیریت نمایند و صبح ها نیز سعی کنند زودتر از خواب بیدار شوند.
  • نشریات: به نظر من وادی ها برای سفر اولی ها بسیار حیاتی هستند و البته نوشتن از روی وادی ها خصوصاً در ایام تعطیلی عید نوروز می تواند بسیار حائز اهمیت باشد. نشریات شامل وادی ها ، کتاب و سی دی ها نباید برای رفع مسئولیت مطالعه و یا نوشته بشود بلکه رهجو باید برای خودش و رهایی و درمانش این کار را انجام بدهد.حد اقل هر رهجو بایستی روزانه 30 تا 60 دقیقه برای این امور وقت بگذارد نه اینکه درداخل ماشین 20 دقیقه از یک سی دی را گوش کند و دست و پاشکسته و جسته گریخته آن هم داخل ماشین و به خاطر لژیون و راهنماش این کار را انجام دهد.
  • شاغل بودن: رهجو بایستی اهدافی داشته باشد ، صبح به صبح از منزل به بیرون برود حال یا به تحصیل اشتغال دارد و یا طبق شرایط جسمی لااقل چند ساعت به فعالیت جسمی و شغلی بپردازد. رهجو به هیچ وجه نباید الاف و بیکارباشد وگرنه دچار سرگردانی او می گردد. شاید اوایل سفر بتواند 2 یا 3 ساعت کار کند اما در ادامه و اواخر سفر راندمان بهتری پیدا خواهد کرد و توان و انرژی بیشتری خواهد داشت.
  • کنترل نیروها: به این مفهوم که رهجو بیش از حد توان و نیرویی که دارد نباید انرژی مصرف کند چرا که گاهی شخص در سفر دچار شور و هیجان می شود و می خواهد دست به کارهای بزرگ بزند و یا اینکه به شدت به فعالیتهای جسمی و فیزیکی بپردازد و توانی که باید صرف بازسازی و احیای سیستمهای تخریب شده فرد گردد از بین می رود و شخص به دنبال خواسته هایی می رود که وقت رسیدن به آنها در سفر اول نیست و انرژی خود را تلف می کند.
  • حرمت: حرمت کنگره 60 ، خصوصاً پیشکسوتان و افراد دیگر را باید رهجو از خودش شروع کند یعنی اول به خودش احترام بگذارد تا بتواند حرمت و احترام دیگران را هم داشته باشد.

 

  • لطفاً بفرمائید به نظر شما چه عواملی به انسجام و فعالیتهای گروهی افراد ، در کنگره 60 کمک می نماید؟
  •   هیچ وقت در هیچ جایگاهی هدف اصلی خودمان که کمک و یاری انسانهای دردمند است را فراموش نکنیم.
  • اینکه هرکدام از ما هر کاری را به درستی انجام دهیم و روی کاری که مسئولیت آن را به عهده گرفته ایم به خوبی تمرکز کنیم و به هیچ عنوان در کار دیگران و مسئولیت دیگران سرک نکشیم و مزاحمت برای افراد دیگر ایجاد نکنیم.
  • دیگران را دشمن خودمان ندانیم بلکه بایستی در کارهای گروهی به یکدیگر کمک کنیم.
  • دیگران را رغیب خودمان ندانیم و نخواهیم به هر قیمتی از هم دیگر سبقت بگیریم.
  • نخواهیم در همه قسمتها مسئولیتهای زیاد و مختلفی را بپذیریم و نتوانیم آنها را به خوبی و درستی انجام دهیم.
  • پیوند محبت را بین یکدیگر حفظ کنیم و انسانها را دوست داشته باشیم.
  • بدانیم خدمت ما به انسانهای دردمند به خاطر رسیدن به حال خوش است.

 

  • چشم انداز و نظر شما در سال جدید در مورد تحولات جدید چیست؟

اگر خدا بخواهد و به یاری مسئولین و تلاش های آنها در ضمینه های علمی و فرهنگی  و البته به ثمر رسیدن زحمات لژیون پزشکان و درمان بیماری ها با روش D.S.T و شناخته تر شدن این روش در دنیا.

 

  • آیا در سال جدید شعبه جدیدی خواهیم داشت؟

بله 100% البته طبق اولویت و شرایط جغرافیایی در جاهایی که نیاز بیشتر و مراجعه کننده بیشتری باشد  حتماً شعب جدید تاسیس خواهد شد.

 

  • اردوی سال جدید کجا و چگونه خواهد بود؟

محل اردوی سال جدید اردوی بلده است البته سعی خواهیم کرد شرایطی را فراهم کنیم تا افراد در شرایط بهتری بتوانند از این اردو استفاده نمایند.

 

  • چه شد که امسال ایام عید کنگره60 تعطیل شد؟

در درجه اول رسیدگی افراد  به مسائل شخصی و خانوادگی خود و البته اعضاء آنقدر بزرگ شده اند که بتوانند بدون کنگره هم زندگی کنند و حتماً زمانی که آقای مهندس دژاکام این تصمیم را گرفته اند حتماً صلاح بوده است و تعبیر من این است که از آبمیوه های دیگر هم استفاده شود.

 

  • در مورد 4 سال فعالیت کمک راهنمایان جدید چه عواملی در به کارگیری پس از اتمام زمان خدمت آنها مهم می باشد؟

 

  • خروجی لژیونها از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
  • تعداد کمک راهنمایانی که در آن لزیون پرورش یافته اند.
  • کیفیت آموزشهای کمک راهنما در لژیون و تاثیر آن بر روی سایر اعضای لژیون.
  • عملکرد گروهی و هماهنگی با سیستم.
  • میزان تاثیر گذاری لژیون.
  • استفاده در جایگاه های دیگر نظیر ایجنتی ، مرزبانی و ...
  • مسئولیت در کلینیک ها.

از شما آقای امین دژاکام تشکر می کنیم که وقت خودتان را در اختیار ما قرار داده ،سال خوبی را از خداوند برای شما ، آقای مهندس دژاکام همچنین سرکار خانم انی و سایر اعضای خانواده شما خواستاریم.

 

  • آقای امین:

من هم از شما که برای کنگره60 زحمت می کشید و تلاش می کنید تشکر می کنم و سال سرشار از خیر و برکت برای شما از خداوند خواستارم.

 نوسنده :کمک راهنما مجید اعتباریان

منبع کنگره 60

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 18:32  توسط محمد  | 

بنام خدا

سلام بر رهجویان صراط مستقیم در تمامی شعب کنگره 60

سلام بر مهندس درمان اعتیاد مهندس حسین

سلام بر تمامی مسافران و همسفران 

و سلام بر اعضای لژیون حبیب الله

امیدوارم سال  94  سال رسیدن به خواسته هایتان باشد من را نیز از دعای خود محروم نگردانید

                                                                    دوستدار همیشگی شما نیکان،    

                                                                                   حبیب الله

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:49  توسط محمد  | 

دانایی و دانایی موثر

بنام خدا

    جلسه پنجشنبه لژيون در شعبه آکادمي در تاريخ  1393.12.28با حضور تعداد 11نفر از اعضاء و با دستور جلسه دانایی و دانایی موثر با استادي راهنماي گرامي آقا حبيب الله راس ساعت 14.30  آغاز شد.

در این جلسه استاد اداره جلسه را به آقا علی اصغر واگذار کردند .

 سپس اعضاء در خصوص موضوع جلسه و نیز مسایل مختلف مربوط به مسافران خود مطالب و تجربیات خود را ارايه نمودند  .

در این جلسه استاد گرامی فرمودند :

تا کنون متاسفانه تعدادی از دوستان ما اگر چه به تعداد کمتر از انگشتان یک دست بوده اند لیکن به دلیل اینکه دانایی خود را به دانایی موثر تبدیل نکرده اند از ادامه مسیر و سفر خود منحرف شده و جا مانده اند و این نکته مهمی است که ما باید به آن توجه کنیم تا دانایی خودمان را به دانایی موثر تبدیل نکنیم و آن دانایی است که موجب می شود تا ما از علم و دانش خود به صورت کاملا کاربردی در زندگیمان استفاده کنیم و مسیر درست زندگی کردن را با آن پیدا کنیم .

جلسه در ساعت 16  با دعاي کنگره 60 پايان يافت .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:17  توسط محمد  | 

مطالب قدیمی‌تر